اتلنتیک کنسیل
جنگ غزه یادآور این است که ایالات متحده باید سیاست خود در قبال ایران را بازنگری کند
نوشته شکریه برادوست
متن به بررسی وضعیت پیچیده مربوط به حملات مکرر گروه های شبه نظامی تحت حمایت ایران به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه می پردازد. با وجود این تحریکات، پاسخ ایالات متحده با تمرکز بر پایگاههای سوریه به جای عراق سنجیده شده است. این انتخاب استراتژیک در پسزمینه جنگ جاری غزه اهمیت بیشتری مییابد، درگیری که پیامدهای بالقوهای برای پویایی قدرت گستردهتر در خاورمیانه دارد. تلاش های دولت بایدن برای جلوگیری از تشدید بیشتر و مدیریت درگیری اسرائیل و حماس برجسته شده است. با این حال، چالشهای مداوم گروههای شبهنظامی تحت حمایت ایران در مناطق مختلف، از جمله عراق، سوریه و یمن، بر پیچیدگی وضعیت تأکید میکند. در عراق، نفوذ تهران به ویژه پس از آنکه چارچوب هماهنگی شیعیان با حمایت ایران کنترل دولت را به دست گرفت، مورد تاکید قرار گرفته است. متن یک زمینه تاریخی را نشان می دهد و اشاره می کند که جنگ سایه بین ایران و آمریکا به دهه 1980 و با تأسیس حزب الله لبنان برمی گردد. این رویکرد به ایران اجازه داد تا از رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل اجتناب کند. پویایی در حال تحول، به ویژه با تحولات اخیر در مناقشه اسرائیل و حماس، سؤالاتی را در مورد پایداری این رویکرد ایجاد می کند. سناریوهای بالقوه مورد بحث قرار می گیرند، از جمله نیاز به تعدیل واکنش ایالات متحده در صورت تداوم حملات. این تعدیل می تواند شامل رویارویی مستقیم با ایران یا مبارزه با گروه های شبه نظامی در داخل عراق باشد. اشاره ای به احتمال تخلیه سفارت آمریکا در بغداد و خروج نیروها وجود دارد، اقدامی که می تواند سابقه ای ایجاد کند و به بحران های امنیتی و سیاسی در عراق منجر شود. جنگ غزه به عنوان یک مقطع حساس ارائه می شود که موضوعات گسترده تری را در روابط ایران و آمریکا آشکار می کند. این متن از آنچه به عنوان سیاست نزدیکبینانه کاخ سفید توصیف میشود، انتقاد میکند که روابط با متحدان منطقهای مانند عربستان سعودی و امارات را تیره کرده است. نقش گروه های نیابتی در تشدید درگیری ها، فراتر از نگرانی های فوری برنامه هسته ای، برجسته شده است. پیامدهای بالقوه، از جمله مسائل امنیت انرژی، بحران های مهاجرت، و بلایای انسانی، تشریح شده است. دوران پس از قاسم سلیمانی با تاکید بر اینکه جنگ غزه آزمون مهمی برای ایران است، مورد بحث قرار می گیرد. نقش سلیمانی در هماهنگی گروههای شبهنظامی برجسته میشود و متن نشان میدهد که سیاست کنونی ایران در حمایت کلامی از حماس ممکن است اعتبار و نفوذ خود را در منطقه از دست بدهد. این متن به شکست حزبالله لبنان در کمک به حماس در درگیری غزه اشاره میکند که نشاندهنده تنشهای بالقوه در داخل شبکه نیابتی ایران است. ناتوانی ایران در سازماندهی تظاهرات گسترده در حمایت از فلسطینیها مورد توجه قرار گرفته است و این امر پرسشهایی را درباره کنترل رژیم و چالشهای داخلی احتمالی ایجاد میکند. در خاتمه، بر فوریت آمریکا برای ارزیابی مجدد سیاست خود در قبال ایران تاکید شده است. ابداع راهبردهایی برای قطع ارتباط بین حمایت ایران از گروه های نیابتی و تامین مالی این نهادها به عنوان اولین گام حیاتی ارائه شده است. این امر برای تغییر شکل پویایی های ژئوپلیتیک و جلوگیری از بحران های احتمالی منطقه ای ضروری است
Comments
Post a Comment